اکنونِ ما و افقهای نورانی و خیال اندیش ما برای آینده تا حد اشاره زیادی از تعریف و شناخت کنونی و راه طی شده دیروزی پدیدار و میسر میشود. اینکه چگونه از موانع و ظلماتِ فروافکنده بر خویش خارج شویم محتاج فرهیزش و فرهیختگیِ نسلی از دیروز تا امروز و فرداست. پس آموزش و فرهیزش، نقش کلیدی در تأمین گنجینه محدود خبرگان و کارگزاران پیشرفتِ به هنگام، درست و خوش مسیر تاریخیِ جامعه و در یک کلام «توسعه پایدار، متوازن و مناسب» دارد. اما ما اینک و در زمانه انفجار و پراکنشِ اطلاعات چقدر به تجارب و کردهها و ناکردههای گذشتگان خود دسترسی داریم تا راههای رفته و نرفته را پاکسازی و بازسازی و نوسازی کنیم؟ یک راهبرد مهم را میتوان در اهمیت داشتن و دسترسی به گنجینهها و منابع رشد دانست. گنجینهها یا سرمایه و ذخایر و میراث مکتوب و فرهنگی گذشته، برای اکنون و آینده نیازمند توجه و بازخوانی جدی هر نسل و عصر است. ازاینرو میتوان آن را از سه منظر موردتوجه و ژرفاندیشی قرار داد. حیطههای «فهرستبرداری» ،«سالنامه و سندپژوهی» و «مطالعات یادگیری و آموزش» سه پهنهای هستند که زمینهساز افزایش سرعت و کیفیت در شناخت و توسعه فرهنگی هر کشور و به عبارتی بنیانگذار زیرساخت و تقویت موتور پیشران توسعه کلان هستند. فهرستبرداری، خطر مرگ و نابودی میراث گذشته را از سر به دور میکند و زمینه و دادهها و مواد لازم را برای دو حیطه دیگر فراهم میسازد. میراث ماندگار گذشته عمدتاً در شکل مکتوب و در قالب کتاب یا جراید و نشریات برای ما به یادگار میماند و با گذر زمان صرفا آواری خواهند ماند بر تاریخِ هر رشته و حیطه. فهرستبرداری و نمایهسازی است که ما را از آشوب این آوارمانندِ تاریخ ودادههای برهم انباشته شوندهِ هرروزه نجات می بخشد.