تربیت نیروی انسانی به عنوان مرکز توسعه و پیشرفت اشاره هرکشوری، از طریق استقرار نظام تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش کارامد میسّر خواهد شد و کارآمدی نظام تعلیم و تربیت موکول است به کارآمدی معلمین و مربیان. از این رو همواره تربیت معلم یکی از دغدغههای نظامهای سیاسی بوده است. تجربه بیش از یکصد سال تربیتمعلم در ایران معاصر هم حاکی از آن است که درطول ششدهه قبل از انقلاب اسلامی و چهار دهه پس از آن برخی رویکردها و جهتگیریها یکسان و البته برخی سیاستگذاریها هم متفاوت بوده است. توجه به بعد مهارتی تربیتمعلم و ضرورت استقرار نظام پذیرش و گزینش خاص و یاددهی برخی دروس به دانشآموز معلمان پسر و دختر و قرارگرفتن دروسی از قبیل اصول علم اخلاق و اخلاق آموزگاری تا درج کلید واژههای معلم صالح و ذیفن و آگاه، بیانگر سیر تحول رویکردی به مقوله تربیتمعلم است. سرعت تغییرات ناظر بهعنوان ساختارهای متولی تربیت معلم موردنیاز جامعه، گویای آن است که انتظارات جامعه و دولتمردان و نیز سرعت تحولات جامعه همواره منجر به اصلاح عناوین و در ذیل آ نها اصلاح رویکرد و رویهها بوده است که این تغییرات بهخصوص در عرصه ساختارهای تربیت معلم نمود بیشتری دارد. در قسمت اول این مقاله، تاریخچه تربیتمعلم از ابتدا تا دهه 40 مورد بررسی قرار گرفت. در این شماره از دهه 40 تا بعد از انقلاب اسلامی مرور خواهد شد.