در خلال ســالهای 1315تا ،1335به منظور کاهش بی سوادی در کشور، دولت با توجه به امکانات موجود برنامه های سوادآموزی را به صورت محدودی در قالب ایجاد چند سازمان و برنامۀ منطقه ای و به یاری برخی از مؤسسه های بین المللی اجرا کرد. آمار به دست آمده از سرشماری عمومی کشور در سال 1335و نرخ بالای بی سوادی در کشور، زمینه ساز آن شد که در همین سال فرمان پیکار با بی سوادی صادر شود و اصل ششم قانون انقلاب به اصطلاح سفید (مصوب 1341)نیز به تشکیل سپاه دانش اختصاص یابد. در راستای همین اقدامات، در سال 1344«کمیتۀ ملی پیکار جهانی با بی سوادی» در پی تعامل ایران با «یونسکو» در امر مبارزه با بی سوادی، با هدف بسیج همۀ نیروها و منابع انسانی و مالی کشــور و هماهنگ کردن فعالیت های آنها در راه مبارزه با بی سوادی در ایران و اجرای هدف های مبارزه با بی سوادی تشــکیل یافت. حال این برنامه ها و اقدامات با چه اهداف سیاسی و پنهانی صورت گرفته است تا حدودی در این مقاله بررسی خواهد شد. بررسی و تحلیل پیش زمینه ها و روند تشکیل این کمیته و برنامه های ملی و همکاری های بین المللی آن در حوزه سوادآموزی مسئلۀ اصلی این پژوهش اســت. از این رو، در مقالۀ حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی چگونگی تشکیل و برنامه های کمیتۀ ملی پیکار با بی سوادی بررسی می شود. نتیجۀ حاصل از این پژوهش آن اســت که کارنامۀ کمیتۀ ملی پیکار با بی سوادی مبین تلاش های دولت وقت برای پیشبرد برنامه های عمرانی در زمینه های اجتماعی و فرهنگی به منظور رسیدن به توسعه یافتگی و نیز تلاش حاکمیت برای ایجاد وحدت ملــی و نمایش چهره ای ظاهراً مترقی از ایران معاصر به عنوان حکومتی پیشتاز در زمینۀ اجرای برنامه های فرهنگی و تحولات اجتماعی و فشارهای بین المللی در پیوند با نهادهای بین المللی به ویژه یونسکو و دیگر کشورهای جهان است.